ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۸, شنبه

سند پیمان نامه میهن پرستی و مبارزه برای استقلال ایران توسط سردار اسد بختیاری فاتح ملی و دیگر میهن پرستان مشروطه

تصویری از سند و پیمان نامه پیمان میهن پرستی و مبارزه برای استقلال ایران توسط سردار اسعد بختیاری فاتح ملی و دیگر میهن پرستان مشروطه از جمله  اسماعیل ممتازالدوله، محمد ولیخان تنکابنی، نجف قلیخان بختیاری


فردوسی: 



ز پیمان نگردند ایرانیان      ازین در کنون نیست بیم زیان





سند اتحاد پنج تن از رجال مشروطه اسماعیل ممتازالدوله، محمد ولیخان تنکابنی، نجف قلیخان بختیاری و علی قلی خان بختیاری سردار اسعد در مبارزه برای حمایت از استقلال ایران، ذیقعده ۱۳۲۸قمری


سردار اسعد بختیاری فاتح ملی

(۱۲۳۶ هجری خورشیدی - ۷ محرم ۱۲۹۶ هجری خورشیدی) متولد گونه کان یا جونقان کنونی از رؤسای روشنفکر تحصیلکرده مشروطه‌خواه بختیاری و فرمانده فاتحین اصفهان و تهران در جریان انقلاب مشروطه در ایران بود. 

او پسر سوم حسینقلی خان هفت لنگ ایلخانی بختیاری بود که به دستور ظل‌السلطان کشته شده بود. 

در سال ۱۲۹۴ ق با «بی‌بی‌مهرجان» دختر یکی از بزرگان بختیاری ازدواج کرد و نخستین فرزند او در ۱۲۹۷ ق متولد و از طرف حسینقلی خان ایلخانی به نام جعفرقلی خان نام گذاری گردید که بعد‌ها سردار بهادر و پس از فوت علیقلی خان به سردار اسعد سوم ملفب شد. 

علیقلی خان که از خوانین فرهنگ دوست بختیاری بوده چندین بار به اروپا سفر کرده و به تکمیل زبان فرانسه خود اقدام کرده و اقدام به ترجمه چندین کتاب از جمله دختر فرعون و پاریس از الکساندر دوما و غادة الانگلیس دست زده و کتاب تاریخ بختیاری را به رشته تحریر در آورده است. او در شهر جونقان کاخ بسیار زیبایی را بنا نهاد. به مردم شجاع و سلحشور جونقان بسیار علاقه داشت و آنان را شجاع‌تر و باوفا‌تر از قوم خویش می‌دانست. ۳۴ نفر از سرداران سپاه او از مردم جونقان بودند. ایام اقامت سردار اسعد بختیاری در پاریس هم زمان شد با به توپ بستن مجلس شورای ملی به فرمان محمد علی شاه که پس از این رویداد به پشتیبانی از برادر خود نجفقلی خان صمصام السطنه بختیاری و پسر عموی خود حاج ابراهیم خان ضرقام السلطنه در اعتراض به این عمل برخاست و پس از فتح اصفهان به دست مجاهدین بختیاری و از راه عراق خود را به سرزمین بختیاری رسانده و شخصاً فرماندهی سواران بختیاری را در فتح تهران و احیای مشروطیت عهده دار شده است. وی مشروطه خواه و یکی از دو فاتح مشهور تهران در عهد محمدعلی شاه قاجار و مظهر اخلاق نیک بود. (فاتح دیگر محمدولی خان تنکابنی بوده است.) روز پنج شنبه ۷ محرم ۱۳۳۶ ق درگذشت و جنازه‌اش از طرف دولت با تشریفات رسمی و احترام نظامی در حالی که جسد وی روی توپ حمل می‌شد تشیع گردید. از جمله ترجمه‏های او: «بولینا- غاده الانگلیس»؛ «پل و ورژینی»؛ «تاریخ حمیدی- سلطان عبدالحمید عثمانی»؛ «دختر فرعون»؛ «دیل گابریل»؛ «روکامبول»؛ «شرح حال هانری سوم»؛ «عشاق پاریس»؛ «ماد موازل مارگریت»؛ «هرمس مصری»؛ «سفرنامه‏های برادران شرلی»؛ «ترجمه عهدنامه‏ی حضرت امیر». کتاب «تاریخ بختیاری» از تالیفات اوست.






محمدولی‌خان تُنِکابُنی 


محمدولی‌خان تُنِکابُنی (۱۲۲۶-۱۳۰۵ هجری خورشیدی) معروف به سپهدار تنکابنی، سپهدار حکمران گیلان، سیاست‌مرد و پنج دوره رئیس‌الوزرای ایران. 

وی پسر حبیب‌الله خان سردار و نوه محمدولی‌خان ساعدالدوله از سرداران محمدشاه قاجار در محاصره هرات بود. 

او ابتدا ساعدالدوله و بعد نصرالسلطنه لقب داشت و در دوران جنبش مشروطه به سپهدار اعظم ملقب بود. او یکی از دو فاتح معروف تهران در جریان انقلاب مشروطه بود (فاتح دیگر سردار اسعد بختیاری است). 

وی در ابتدا از سرداران محمد علی شاه بود و در شکستن بست مشروطه خواهان در مسجد شاه و در حمله به آزدیخواهان تبریز نقش ایفا کرده بود. بعد‌ها با محمد علی شاه اختلاف پیدا کرد و به املاکش در تنکابن رفت. در دوران استبداد صغیر آزادیخواهان گیلان بدلیل اینکه وی فنون نظامی را می‌دانست و با محمد علی شاه هم اختلاف داشت او را به‌عنوان رهبر برای فتح تهران برگزیدند. 

نخستین بار در ۱۲۸۸ هجری خورشیدی رئیس‌الوزرا شد و تا ۱۲۹۴ هجری قمری که با لقب سپهسالار اعظم به این مقام رسید چهار بار دیگر رئیس‌الوزرا بود. 

در دوره رضاشاه بسیاری از املاک و اموال او را گرفتند و بالاخره خودکشی کرد. 

خانواده او نام‌خانوادگی خلعتبری را برگزیدند.



میرزا اسماعیل خان ممتازالدوله فرزند میرزا علی اکبر مکرم السلطنه فرزند آقا صمد صراف تبریزی در سال ۱۲۵۸ش در تبریز متولد شد. تحصیلات مقدماتی خود را در تبریز به پایان رساند و بعد از آن برای تحصیل در مقدمات حقوق و زبان فرانسه عازم استانبول گشت. وی در سال ۱۳۱۴ق به ایران بازگشت و در وزارت امور خارجه مشغول به کار شد. ممتازالدوله در سال ۱۳۱۵ق با عنوان نایب سفارت ایران به استانبول رفت و مدتی با سمت‌های کنسول و سرکنسول ایران در آنجا مشغول به کار شد. 


ممتازالدوله در اوایل صدارت سلطان عبدالمجید میرزا عین الدوله به تهران آمد و در دستگاه عین الدوله با سمت مترجمی مشغول به کار شد و بر حسب دستور دولت وقت قانون دادگستری را از ترکی عثمانی به فارسی ترجمه کرد و دولت با تصویب شاه اجرای آن را اعلام نمود. 

ممتازالدوله با مشروطه خواهان همکاری می‌کرد. در دوره اول انتخابات مجلس شورای ملی چون مردم اراک به دلیل اختلاف نتوانستند نماینده خود را انتخاب کنند، ممتازالدوله از مرکز به عنوان نماینده اراک پیشنهاد شد و چون وارد مجلس شد، با راه یافتن به کمیسون‌های مجلس به صف اعتدالیون پیوست. پس از استعفای احتشام السلطنه از ریاست مجلس شورای ملی در سال ۱۳۲۶ق ممتازالدوله در دوم ربیع الثانی همین سال به ریاست مجلس شورای ملی برگزیده شد. 

به دنبال به توپ بسته شدن مجلس شورا، افزایش اختلاف میان نمایندگان تندرو و معتدل و نیز عزیمت محمدعلی شاه به باغشاه، ممتازالدوله توانست توسط برادرش از دولت فرانسه پناهندگی سیاسی بگیرد. پس از آن ممتازالدوله به لندن رفت و در مصاحبه مطبوعاتی به عنوان رئیس مجلس از اعمال خلاف و استبدادی اطرافیان محمدعلی شاه سخن گفت که در روزنامه‌های آن زمان به چاپ رسید. وی پس از چندی به عضویت انجمن طرفداران ایران درآمد. سپس به پاریس نزد برادرش ممتازالسلطنه وزیرمختار ایران رفت و عضویت انجمن ایرانیان مقیم در پاریس و جمعیت فرانسه و ایران را پذیرفت. پس از آن ممتازالدوله مرتب بین پاریس و لندن در سفر بود و توانست سردار اسعد را با خود همراه کند و به دنبال آن مقدمات قیام اصفهان و حمله مجاهدین به تهران را فراهم نمود. 

پس از فتح تهران و عزل محمدعلی شاه، ممتازالدوله در سال ۱۳۲۷ق به تهران آمده به عنوان نماینده آذربایجان در مجلس شورای ملی انتخاب گردید. پس از آن وی در کابینه مستوفی الممالک عهده دار پست وزارت مالیه و وزارت پست و تلگراف بود. ممتازالدوله در سال ۱۳۲۹ق رئیس مجلس شد و در کابینه محمدعلی خان سپهداراعظم درهمین سال وزیر مالیه و در کابینه نجفقلی خان صمصام السلطنه بختیازی عهده دار پست وزارت عدلیه بود. وی در جریان قرارداد ۱۹۱۹ وثوق الدوله به جمع مخالفان پیوست و به کاشان تبعید شد. پس از برکناری وثوق الدوله، ممتازالدوله به تهران بازگشت. در جریان کودتای ۱۲۹۹ سیدضیاء، نامِ ممتازالدوله جزو ۷۰ نفری بود که به دستور سیدضیاء بازداشت شدند. ممتازالدوله در سال ۱۳۱۲ش در سن ۵۴ سالگی در تهران درگذشت.





نجف‌قلی خان صمصام السلطنه بختیاری
از سران ایل بختیاری و دو دوره رئیس‌الوزرای ایران در دورهٔ قاجار بود. او فرزند حسینقلی خان ایلخان بختیاری و حاجی بی‌بی مهرافروز بود و در سال ۱۲۲۹‌زاده شد. پس از مرگ پدر در ۱۲۸۱ از مظفرالدین شاه لقب صمصام‌السلطنه و مقام ایلخانی گرفت. صمصام‌السلطنه در جنبش مشروطه به مخالفان محمدعلی‌شاه پیوست و با برادر خود علیقلی خان سردار اسعد همراه شد. او به همراه سواران مسلح بختیاری اصفهان را تصرف کرد و حکومت اصفهان را در ۱۳۲۶ ق. به‌دست گرفت. در ۱۲۸۹ رئیس‌الوزرا شد و تا ۱۲۹۱ در این منصب باقی ماند. 

مسئله اولتیماتوم روسیه برای اخراج مورگان شوس‌تر مستشار آمریکایی مالیه در زمان تصدی او پیش آمد. او بر خلاف مجلس از موافقان پذیرش تقاضای روس‌ها بود. او بار دیگر در سال ۱۲۹۷ به مدت چهار ماه به نخست‌وزیری رسید و زمانی که احمدشاه فرمان عزل او را صادر کرد، مدتی حاضر به پذیرفتن نبود و خود را نخست‌وزیر می‌دانست. 

پس از اینکه انقلاب کمونیستی در شوروی به پیروزی رسید، لنین برای اثبات حسن نیت خود نسبت به ملل ضعیف جهان الغای تمام امتیازات استعماری دولت تزاری پیشین را اعلام کرد. دولت صمصام‌السلطنه نیز از این فرصت استفاده کرد و در ۴ مرداد ۱۲۹۷ در مصوبه‌ای الغای عهدنامه ترکمانچای و دیگر امتیازات واگذار شده به دولت روسیه تزاری را اعلام نمود.

در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی به نمایندگی تهران انتخاب شد. در سال ۱۳۰۰ هنگامی که کلنل پسیان در خراسان قیام کرده بود حکومت خراسان به وی پیشنهاد شد ولی او به خراسان نرفت. در ۱۳۰۸ نیز به فرمانداری چهارمحال بختیاری منصوب و به حل اختلافات در این منطقه مأمور شد. او در سال ۱۳۰۹ در اصفهان درگذشت و در تکیه بختیاری‌ها در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.






سعدی :
فدائی ندارد ز مقصود چنگ 
اگر بر سرش تیر بارند و سنگ






برگرفته از :

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.