ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۳, دوشنبه

ادامه توهین های تلویزیون رژیم باکو در یک اقدام بسیار گستاخانه به ایرانیان در پی شادمانی از بازداشت پیمان پاکمهر!





توهین تلویزیون رژیم باکو در یک اقدام بسیار گستاخانه به ایرانیان !

در پی ادامه توهین‌های بیشرمانه و بدون پاسخ رزیم باکو از طریق رسانه‌های گوناگون و مراجع و منابع مختلف رسمی و غیر رسمی که عموما بنا بر شرایط خاص و اوضاع نابسامان امروزه ایران که در گیر مشکلات ویژه در روابط داخلی و خارجی به سر می‌برد و با سکوت دولتمردان و مسئولین روبرو بوده است اینبار این رسانه رزیم باکو در اقدامی بسیار گستاخانه و غیر قابل باور ایرانیان بویژه ایرانیان آذری زبان ساکن استانهای آذری نشین ایران را همگی مانقورت و دشمنان جنگی رؤیم باکو معرفی کرده و در پی آن پس از خائن جنگی نامیدن پیمان پاکمهر زندانی سیاسی و آذری زبان ایران که علی رغم مخالفتش با رژیم همواره بر مواضع میهن پرستانه خویش اذعان و دروغهای این رسانه‌ها را با نوشته‌هایش برملا می‌کرد دشمن جنگی نامیده و خواستار برخورد با وی بنا بر شرایط برخورد خیانتکاران جنگی که‌‌ همان مرگ و اعدام است شد لازم به ذکر است که ایشان مدیر وبسایت تبریز نیوز در ایران بودند که هفته پیش بازداشت شده‌اند ودر این راستا سازمانهای فوابسته به سرویسهای امنیتی از جمله آداپ و ...به مدیرت فاخته زمانی  نیز بنا بر دستور به سکوت فرو رفته‌اند و دیگر سازمان‌ها و سایت‌های نهادهای هویت زدا هم همگی در موازات و دنباله دستورهای رسدیه از این سرویسهای وابسته به رژیم باکو از بازداشت ایشان ابراز شادمانی و خواستار اعدام ایشان شده‌اند!


پیمان پاکمهر یک خائن آذربایجانی است

هر فردی وقتی به سن بلوغ میرسد مسئول گفتار و اعمال خویش می باشد مگر آنکه از نظر عقلی انسان کاملی نباشد در آنصورت برای اداره ی امورات خود نیاز به وکیل عاقل خواهد داشت افزون بر این هر فردی عضوی از یک ملت می باشد و هر ملتی نیز دارای منافع اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و غیره است که از آن بنام منافع ملی نام برده می شود و اعضای هر ملتی یعنی تک تک افراد باید حافظ  منافع ملی باشند

 اما در ایران بیش از هشتاد سال تبلیغات زهرآگین بر علیه ملت آذربایجان باعث شده است در آذربایجان xxx بخشی از مردم خود را بصورت یک ملت نبینند و اصولا با منافع ملی ملت آذربایجان بیگانه هستند از این افراد بنام مانقورت نام برده می شود که قربانی تبلیغات زهرآگین دشمن شده اند به این دلیل اطلاع رسانی به منظور بیداری ملی یکی از اهداف حرکت ملی آذربایجانxxx بوده است اما در میان کسانی مانند پیمان پاکمهر وجود دارند که آگاهانه منافع فردی را به منافع ملی ترجیح می دهند و با اعمال و گفتار خود منافع ملی ملتی را که خود عضوی از آن هستند به خطر می اندازند در واقع چنین افرادی خائن محسوب می شوند در عرف حقوق بین الملل اگر فردی بطور آگاهانه با اعمال و رفتار خود منافع ملی کشورش را به خطر اندازد خائن محسوب می شود اگر این عمل در شرایط جنگی صورت پذیرد علاوه بر خیانت جنایت جنگی هم به حساب می آید چون ممکن است عملی خیانت آمیز در شرایط جنگی باعث مرگ هزاران تن گردد.

پیمان پاکمهر با آنکه بخوبی می داند بیست درصد از اراضی جمهوری آذربایجان توسط ارمنستان اشغال شده و بیش از یک میلیون آواره ی جنگی وجود دارد با این حال چیزی در اینباره نمی نویسد بجای آن با ارمنی های داشناک و فارس های نژادپرست همصدا شده استقلال جمهوری آذربایجان را زیر سوال برده و خواستار الحاق آن به ایران می شود علاوه بر این در رابطه با حرکت ملی آذربایجان xxxاطلاعات دروغین انتشار می دهد و در سالهای گذشته بارها سعی کرده است مراسم قلعه بابک را بنفع گروه های نژاد پرست و مرکز گرا مصادره نماید و......... چون پیمان پاکمهر آگاهانه منافع فردی خود را به منافع ملی آذربایجان ترجیح می دهد و بر علیه آن عمل می نماید می توان از او بعنوان یک خائن آذربایجانی یاد کرد او اخیرا بنا بر دلائلی که هنوز بر کسی روشن نیست دستگیر شده است و جالب اینکه گروه های نژاد پرست فارس از جمله سلطنت طلبها به تکاپو افتاده و سابقه دشمنی پیمان پاکمهر با جمهوری آذربایجان و حرکت ملی آذربایجان xxxرا به حکومت مرکزی گوشزد می کنند و خواستار آنانند او بخاطر این خوش خدمتی ها با دسته گل از زندان آزاد شود چون عمل خیانت آمیز بطور آگاهانه از طرف خودی صورت می پذیرد معمولا باعث واکنشهای تند احساسی در افکار عمومی می شود در اینمورد اغلب ماجرای دار زدن منصور حلاج را مثال می زنند وقتی یکی از پیروان او با دشمنان وی همصدا شده و به او سنگ پرتاب می کند منصور حلاج را به گریه می اندازد این حکایت را به این صورت نقل کرده اند


حسین بن منصور حلاج را که به دار آویختند، جماعتی فریب خورده یا زرگرفته و حق به ناحق فروخته، پای چوبه دار گرد آمده و به او سنگ می زدند و حلاج لب فرو بسته بود. نه سخنی به اعتراض می گفت و نه از درد فریادی می کشید.

در این میان شیخ شبلی نیز که از آن کوی می گذشت، سنگی برداشته و به سوی او پرتاب کرد. منصور حلاج از ژرفای دل آه سردی کشید و به گریه افتاد. پرسیدند از آن همه سنگ که بر پیکرت زدند گلایه ای نکردی، مگر سنگ شبلی چه سنگینی داشت که فریاد برآوردی؟

منصور در پاسخ گفت:

 از آن جماعت فریب خورده انتظاری نیست. چرا که مرا نمی شناسند و علت بر دار شدنم را نمی دانند، شبلی اما از ماجرا باخبر است. از او انتظار دلجویی و حمایت داشتم ،نه سنگ پرانی و ملامت .

تهیه شده توسط گروه خبری آزاد تریبون
www.GunAz.Tv|23-ژانویه-2012, 12:34


http://www.gunaz.tv/per/37/newsCat/1/newsID/50545.html/inner/1


۱ نظر:

  1. با سلام
    مردم آذربایجان باید حقوق خودشون رو از حکومت بخواهند و نه از مردم فارس زبان چشمانتون رو به حقایق باز کنید و ن به توهم

    پاسخحذف

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.