۱۳۹۰ آبان ۲۶, پنجشنبه

کنون‌ای هموطن، ‌ای جان جانان ... بیا با ما بگو پاینده ایران-سروده‌ای بسیار گرانمایه از استاد بادکوبه‌ای


 کنون‌ای هموطن،‌ای جان جانان    بیا با ما بگو پاینده ایران




سروده وطن یعنی چه سروده‌ای است از  استاد باکوبه‌ای  شاعر میهن دوست و گرامی که سروده‌های بسیار گرانمایه و میهن پرستانه ایشان در این هنگام خروشاننده دلهای همه ایرانیان میهن پرست در هنگامی است که  ایران گرفتار  و بلا زده از هرسوی در میان تنگنای دشمنان درونی و بیرونی فرهنگ و تاریخ و جغرافیای آن است واین دشمنان سوگند خورده  سرزمینمان ایران زمین در کمین هرگونه فرصتی نشسته‌اند و از هیچ فرصتی برای زخم زدن بر پیکر کهن و گرانقدر و بی‌پاسبان آن در نمی‌گذرند! 
بی‌گمان اگر استاد بادکوبه‌ای و سروده‌های زیبایش را دنباله سروده‌های همه ایرانیان میهن پرست تاریخ از فردوسی بزرگ گرفته تا عارف قزوینی شاعر بلندآوازه ملی ایران و... بدانیم سخنی به گزاف نگفته‌ایم! 

سروده بسیار زیبای وطن یعنی چه(مفهوم وطن چیست) یکی از سروده‌های ایشان می‌باشد که پیشکش شما می‌شود.


وطن یعنی چه

شبی دل بود و دلدار خردمند
دل از دیدار دلبر شاد و خرسند
که با بانگ بنان و نام ایران
دو چشمم شد ز شور عشق گریان
چو دلبر شور اشک شوق را دید
به شیرینی زمن مستانه پرسید
بگو جانا که مفهوم وطن چیست
که به مهرش دلی گر هست دل نیست
به زیر پرچم ایران نشستیم
و در را جز به روی عشق بستیم
 و در وصف وطن اینگونه گفتم
وطن خاکی سراسر افتخار است
که از جمشید و از کی یادگار است
وطن یعنی‌نژاد آریایی
نجابت مهرورزی با صفایی
وطن خاک اشوزرتشت جاوید
که دل را می‌برد تا اوج خورشید
وطن یعنی اوستا خواندن دل
به آیین اهورا ماندن دل
وطن تیر و کمان آرش ماست
سیاوشهای غرق آتش ماست
 وطن منشور آزادی کوروش
شکوه جوشش خون سیاوش
وطن نقش و نگار تخت جمشید
شکوه روزگار تخت جمشید



وطن فردوسی و شهنامه اوست
که ایران زنده از هنگامه اوست
وطن آوای رخش و بانگ شبدیز
خروش رستم و گلبانگ پرویز
وطن شیرین خسرو پرور ماست
صدای تیشه افسونگر ماست
وطن چنگ است بر چنگ نکیسا
سرود باربد‌ها خسرو آسا
وطن یعنی سرود رقص آتش
به استقبال نوروزی فره وش
 وطن چنگ است بر چنگ نکیسا
سرود باربد‌ها خسرو آسا
وطن یعنی درختی ریشه در خاک
اصیل و سالم و پر بهره و پاک
وطن یعنی سرود پاک بودن
نگهبان تمام خاک بودن



وطن را لاله‌های سرنگون است
که از خون شهیدان لاله گون است
وطن شوش و چغارنبیل و کارون
ارس زاینده رود و موج جیهون
وطن خرم ز دین بابک پاک
وطن یعقوب لیث آرد پدیدار
و یا نادر شه پیروز افشار
به یک روزش طلوع مازیار است
دگر روزش ابومسلم به کار است
وطن یعنی صفای روستایی
زلال چشمه‌های بی‌ریایی
وطن یعنی دو دست پینه بسته
به پای دار قالی‌ها نشسته
وطن یعنی هنر یعنی ظرافت
نقوش فرش در اوج لطافت
وطن در هی هی چوپان کرد است
که دل را تا بهشت عشق برده است
وطن یعنی تفنگ بختیاری
غرور ملی و دشمن شکاری
وطن یعنی بلوچ با صلابت
دلی عاشق نگاهی با مهابت
 وطن یعنی خروش شروه خوانی
ز خاک پاک میهن دیده بانی
ز عطر خاک میهن گر شوی مست
کویر لوت ایران هم عزیز است
وطن یعنی بلندای دماوند
ز قهر ملتش ضحاک در بند
وطن یعنی سهند سرفرازی
چنان ستارخانش پاکبازی
مرا نقش وطن در جان جان است
ه‌مان نقشی که در نقش جهان است
وطن یعنی سخن یعنی خراسان
سرای جاودان عشق و عرفان
وطن گلواژه‌های شعر خیام
 پیام پر فروغ پیر بسطام
وطن یعنی کمال الملک و عطار
یکی نقاش و آن یک محو دیدار
در این میهن دو سیمرغ است در سیر
یکی شهنامه دیگر منطق الطیر
یکی من را زدشمن می‌ر‌ها ند
یکی دل را به دلبر می‌رساند
خراسان است و نسل سر بداران
زجان بگذشتگان در راه ایران
وطن خون دل عین القضاتست
نیایشنامه پیر هراتست
وطن یعنی شفا قانون اشارات
خرد بنشسته در قلب عبارات
 نظامی خوش سرود آن پیر کامل
زمین باشد تن و ایران ما دل
وطن آوای جان شاعر ماست
صدای تار بابا طاهر ماست
اگر چه قلب طاهر را شکستند
و دستش را به مکر و حیله بستند
ولی ماییم و شعر سبز دلدار
دو بیت طاهر و هیهات بسیار
وطن یعنی تو و گنجینه راز
تفال از لسان الغیب شیراز
وطن آوای جان می‌پرستان
سخن از بوستان و از گلستان
وطن دارد سرود مثنوی را
 زلال عشق پاک معنوی را
تو دانی مولوی از عشق لبریز
نشد جز با نگاه شمس تبریز
وطن یعنی سرود مهربانی
وطن یعنی شکوه همزبانی
وطن یعنی درفش کاویانی
سپید و سرخ و سبزی جاودانی
به پشت شیر خورشیدی درخشان
نشان قدرت و فرهنگ ایران
وطن شور و نشاط هستی ما
وطن میخانه ما مستی ما
وطن دار الفون میرزا تقی خان
شهید سرفراز فین کاشان
 کنون‌ای هموطن،‌ای جان جانان
بیا با ما بگو پاینده ایران

همچنین در ویدیوی زیر میتوانید این سروده زیبا را با آوای استاد بادکوبه ای ببینید:



۱۳۹۰ مهر ۳۰, شنبه

دلیران تنگستان در کنار رئیس علی دلواری سردارجنوب و قهرمان ضد استعمار ایران!


رئیس علی دلواری (۱۸۸۱-۱۹۱۵) آزادی‌خواه و رهبر قیام در تنگستان و بوشهر علیه نیروهای بریتانیا در دورهٔ جنگ جهانی اول بود. 
 دوران جوانی او همزمان با حضور گسترده استعمار انگلیس در خلیج فارس بود. وی نقشی کلیدی در قیام جنوب داشت. قیام مردم تنگستان بر روی هم هفت سال طول کشید و در این مدت دلیران تنگستانی دو هدف عمده را دنبال می‌کردند، پاسداری از بوشهر و دشستان و تنگستان به عنوان منطقه سکونت خود و جلوگیری از حرکت قوای بیگانه به درون مرزهای ایران و دفاع از استقلال وطن.

در آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قرار دادند و کشتی‌های جنگی انگلستان در مقابل بوشهر لنگر انداختند و نیروهای اشغالگر در ۸ اوت ۱۹۱۵/ ۱۷ مرداد ۱۲۹۴ بصورت تدریجی قصد اشغال بوشهر و نواحی ساحلی اطراف را داشتند. یک روز پس از اشغال بوشهر، چهارده نفر از ساکنین آن علیه اشغالگران اعتراض کردند، ولی چون اهل جدال و اسلحه نبودند دستگیر و به هندوستان تبعید شدند. رئیس علی همراه دوستش خالو حسین دشتی در اوایل ماه رمضان ۱۳۳۳ه. ق، در عمارت حاج سید محمدرضا کازرونی، پس از مذاکراتی با وی آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام داشت.









۱۳۹۰ مهر ۲۵, دوشنبه

ریتون هخامنشی مازاد بر نیاز از جنس برنز به شکل سر بز کوهی آماده برای پیشکشی و چشم روشنی!

ریتون هخامنشی از جنس برنز به شکل سر بز کوهی.
 ریتون‌ها جامهای نوشیدنی مخصوصی بودند که در زمان قدیم به شکل سر حیوانات دذرست می‌کردند و در تشریفات از آن استفاده می‌کردند که در حال حاضر نظر به عدم کاربرد و نیاز در داخل کشور به سبب مازاد تولید در تشریفات امروزی به عنوان  پیشکشی و چشم روشنی  های بی ارزش بکاربرده می‌شود!

۱۳۹۰ مرداد ۶, پنجشنبه

صف منتظران شرفیابی به نزد داریوش بزرگ در پلکان شرقی کاخ آپادانا در تخت جمشید (بخش ۳-پیکره مردی از ایلام با ارمغان توله شیر)

پیکره شاهنشاه هخامنشی هنگام دادن بار شاهانه در بخش دیواره شمالی پله‌های شرقی کاخ اپادانا در تخت جمشید




http://ayarann.blogspot.com/

بخش ۳-پیکره مردی از ایلام با ارمغان توله شیر:


پلکان‌های شرقی کاخ آپادانا از دو پلکان، یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب، درست شده‌‌اند و پیکره‌های کنده کاری شده‌ای را در دیوار کناره خود دارند.
پلکان رو به شمال، پیکره هایاز فرماندهان عالی‌رتبه نظامی مادی و پارسی دارد در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، پیکره‌هایی از افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود.
بر دیواره پلکان رو به جنوب، تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف به همراه هدایایی که در دست دارند دیده می‌شود. هر بخش از این حجاری اختصاص به یکی از ملل دارد.






http://ayarann.blogspot.com/


جناح شرقی کاخ آپادانا از نگاره‌های متعددی پوشیده شده است. بخش جنوبی این جناح از نگاره ۲۳ هیئت نمایندگی ملل گوناگون متشکل شده است. این نقوش همچنین در بخش غربی جناح شمالی این کاخ مجدداً تکرار شده‌اند. هر یک از این هیئت‌ها از ۳ تا ۹ نفر فراهم شده‌اند که هر کدام از آن‌ها کالا یا حیوانی را به همراه دارند. جلو‌ترین شخصی که در هر هیئت دیده می‌شود، احتمالاً سرپرست و سرگروه است، این شخص چیزی به همراه ندارد و توسط راهنما یا آجودانی محلی به سوی کاخ هدایت می‌شود. در همه جا راهنمایان دست سرپرست هیئت نمایندگی را به گرمی در دست گرفته‌اند. هیئت‌های نمایندگی با درخت سروی که نماد سرسبزی و سربلندی و سرزندگی همیشگی است، از هم تفکیک شده‌اند.
در ردیف دوم نمایندگان کشور‌ها و سرزمینهای ایران گروه نمایندگان ایلام (خوز) پس از نمایندگان ماد ایستاده‌اند! 




http://ayarann.blogspot.com/


http://ayarann.blogspot.com/

نمایندگان ایلامیان دو کمان که با سری اردک گونه آراسته شده، دو خنجر، یک ماده شیر بهمراه دو توله شیر که نماد خاندان شاهی بوده‌اند به همراه دارند که بیگمان پس از پیش کش به شاهنشاه در شکارگاه پادشاه‌‌ رها می‌شده‌اند.
http://ayarann.blogspot.com/



سرزمین ایلامیان، ناحیه جنوب غربی ایران امروزی و استان‌های خوزستان، ایلام و کهگیلویه و بویراحمد است. هیئت عیلامی از شش نفر که جامه بلند و چین‌دار بر تن و چکمه‌ای بنددار بر پای دارند، تشکیل شده است. این گروه، کلاهی کوتاه و لبه‌دار یا همراه با سربند بر سر گذاشته‌اند. اینان یک ماده شیر با دو توله، دو کمان که هر سوی آنها به شکل سر اردک یا مرغابی ساخته شده است و دو دشنه به همراه دارند. بخش بالایی نیام این دشنه از یک سو بلندتر از سوی دیگر است و فایده آن در اینست که هنگامی که دشنه در پر شال قرار دارد، قسمت بلندتر آن در روی شال قرار می‌گیرد و در برابر سقوط استحکام بیشتری پیدا می‌کند. هیئت نمایندگی ایلام به دنبال مادها قرار گرفته‌اند.

http://ayarann.blogspot.com/



http://ayarann.blogspot.com/


http://ayarann.blogspot.com/


سخنان داریوش:
خدای بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که مردم را خلق کرد و به مردم شادی داد. میل من آن است به آنچه که راست است. انسان دروغگو را دوست نیستم.

۱۳۹۰ مرداد ۵, چهارشنبه

محمد اینجا محمد اونجا محمد چرا می‌بایست آخه در همه جا! (اختراعات شگفت انگیز نامهای محمد دار برخی ایرانیان!)

در خبر‌ها آمده بود که: 
رئیس جمهور تاجیکستان از مردم کشورش خواست تا نام‌های کودکان نورسیده‌شان را از شاهنامه فردوسی برگزینند و از انتخاب نام‌های عربی، ترکی و نامهایی که پسوند و پیشوند «گرگ» دارند بپرهیزند تا ازین طریق به فرهنگ نیاکان پارسی خود ادای احترام کنند. رئیس جمهور تاجیکستان نام فرزندان خودش را از شاهنامه برگزیده است و نام پسر او «رستم» نام دارد. این در حالی است که ۲۱ ژوئیه قانونی به پیشنهاد رئیس جمهور تاجیکستان در مجلس تاجیکستان به تصویب رسید که نام گذاری عربی و غیر پارسی را در این کشور ممنوع می‌کند!بجای آن در ایران اما خبر از اختراعات و اکتشافات شگفت انگیز نامهای عربی را می‌بینم تا جاییکه ایرانیان حتی گوی سبقت را از تازیان در این مورد گرفته‌اند و با اینکه‌گاه بدرستی دستهای رژیم اسلامی و تبلیغات گسترده دولتی اسلامی و ضد ملی آن یگی از بزرگ‌ترین مسببان این امر و عدم شناخت مردم از فرهنگ درست برگزیدن نام می‌باشد تا جاییکه در تمامی دستگاه گسترده این ماشین اسلامی سازی ایران تلاش می‌کند نامهای ایرانی را همیشه در بعد شخصیتهای بد و منفی و در برابرش نامهای‌گاه براستی زشت تازی را در برابر نامهای ایرانی برای شخصیتهای مثبت برنامه‌ها و اخبار رسانه‌ای برمیگزیند اما پرسش اینجاست که خود مردم ایران چرا اینچنین با نامیدن و اختراعات اینچنینی نامهای ایرانی که گاهی زور و اجبار دولتی هم برای انتخابش نیست و حتی در ایران ممنوع هم نیست چرا معلق بین فرهنگ ایران و بیگانه مانده‌اند و آیا می‌توان به نوعی سرچشمه تضاد‌ها ی بیشمار جامعه کنونی ایران را در تصمیماتی اینچنین هم جست یا نه!
برای نمونه در مورد نام محمد و نشاندن و ترکیبش با نامهای ایرانی برگرفته از سایت سازمان رسمی ثبت احوال کشور بخش راهنمای نام گزینی می‌توان اشاره کرد که در زیر می‌آید:

۱۳۹۰ تیر ۳۱, جمعه

صف منتظران شرفیابی به نزد داریوش بزرگ در پلکان شرقی کاخ آپادانا در تخت جمشید (بخش ۲-پیکره مردی از کاپادوکیا ترکیه امروزی)



پیکره داریوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی هنگام دادن بار شاهانه در بخش دیواره شمالی پله‌های شرقی کاخ اپادانا در تخت جمشید


جناح شرقی کاخ آپادانا از نگاره‌های متعددی پوشیده شده است. بخش جنوبی این جناح از نگاره ۲۳ هیئت نمایندگی ملل گوناگون متشکل شده است. این نقوش همچنین در بخش غربی جناح شمالی این کاخ مجدداً تکرار شده‌اند. هر یک از این هیئت‌ها از ۳ تا ۹ نفر فراهم شده‌اند که هر کدام از آن‌ها کالا یا حیوانی را به همراه دارند. جلو‌ترین شخصی که در هر هیئت دیده می‌شود، احتمالاً سرپرست و سرگروه است، این شخص چیزی به همراه ندارد و توسط راهنما یا آجودانی محلی به سوی کاخ هدایت می‌شود. در همه جا راهنمایان دست سرپرست هیئت نمایندگی را به گرمی در دست گرفته‌اند. هیئت‌های نمایندگی با درخت سروی که نماد سرسبزی و سربلندی و سرزندگی همیشگی است، از هم تفکیک شده‌اند.




بخش ۲-پیکره مردی از نمایندگان کاپادوکیا ترکیه مرکزی امروزی:


نقش هدیه آورندگان که در سمت چپ پلکان شرقی کاخ آپادانا سنگ تراشی شده نمایندگان ۲۳ استان تابع پادشاهی ایران را نشان می‌دهد که در حال حمل هدایای خود می‌باشند.




 در این نقش بزرگان مملکتی بطور یک درمیان در لباسهای معروف به پارسی و مادی دست نماینده اول هدیه آورندگان را گرفته و به سوی پادشاه راهنمایی می‌کنند. این نقش بخشی از مراسم بار پادشاهی را نمایش می‌دهد.هر گروه از نمایندگان با یک درخت سرو که سمبل جاودانگی بوده از یکدیگر جدا شده‌اند.





کاپادوکیه سرزمینی بوده است در جنوب دریای سیاه در ترکیه امروزی، نمایندگان کاپادوکیه پنج نفرند که یک دست لباس همانند ارمنیان، یک اسب آراسته و تزئین‌شده به همراه دارند. این گروه کلاه‌های خاصی بر سر دارند که بی‌شباهت به کلاه ارمنیان نیست. اینان ردای موقری به دوش انداخته‌اند که دو گوشه این ردا در سمت شانة راست به همدیگر سنجاق شده‌اند. هیئت نمایندگان کاپادوکیه به دنبال هیئت لیدیایی قرار دارد.





سخنان داریوش: خدای بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که مردم را خلق کرد و به مردم شادی داد. میل من آن است به آنچه که راست است. انسان دروغگو را دوست نیستم.

۱۳۹۰ تیر ۲۶, یکشنبه

کلاه خود ایلامی از ايلام ميانه در موزه متروپولین-(1500-1100 پ م )


کلاه خود ایلامی ایلام میانه (۱۵۰۰-۱۱۰۰ پ م) - ورق طلا بر روی برنز توسط قیر چسبانده شده است. این نمونه‌ای از پوشش سر یک سرباز ایلامی است که هنرمندانه و استادانه با سه پپکره از خدایان باستان ایلامیان به همراه یک پرنده شاهین مانند با بالهای گشوده و نشسته بر بالای کلاه در ایران زمین آراسته گردیده است. یک چنین کلاه خودی را یک فرمانده و یا جنگجویی بزرگ و نامدار به سر می‌گذاشته، و شاید در موارد خاص و نه در میدان نبرد و نشانی بوده از جایگاه وی در نزد جامعه و مردم و نمودی از خدایان ایرانیان باستان بویژه خدایان جنگ و نگهبان و شاید مانند طلسمی برای پوشنده کلاه بوده باشد. این گوهر بسیار گرانبهای هنری و تاریخی هم اکنون در موزه متروپولیتن است.